الملا فتح الله الكاشاني
49
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
در صف افادت قائم شوند يا بمرغانى كه در جوف صف زنند صَفًّا صف زدنى . فَالزَّاجِراتِ پس به حق ملائكه كه رانندگان شياطيناند از صعود بر آسمان به قصد فرا گرفتن كلام فرشتگان كه مطلعاند بر اسرار لوح محفوظ و يا فرشتگان كه موكلند برابر و راننده آنند بر اطراف عالم يا اهل غزا كه رانندهء اسبانند يا زجر كنندهء دشمنان يا باهل عبادت كه بسبب كثرت نماز رانندگانند ديوان را و يا بعلماء كه زجر كفره و فسقه ميكنند بدلايل روشن و مردمان را از معاصى زجر ميكنند يا بطيور كه به گفتن ذكر خداوند انواع آفات را از خود ميرانند زَجْراً راندنى . فَالتَّالِياتِ پس به حق فرشتگان كه خوانندگانند ذِكْراً بتسبيح و تهليل و تحميد خدايرا يا خوانندگان وحى خدايند بر انبياء يا قراءت كنندگانند كتابى كه در او ذكر حوادث است يا يقين ايشان بسبب وجود حوادث بر وفق خير زياده گردد يا بغازيانى كه در حالت كر و فرند بذكر الهى مشغولند يا نماز گذارندگان كه در اثناى نماز بقراءت قرآن مشغولاند يا در اكثر اوقات تلاوت قرآن ميكنند و يا باهل علم كه قرآن را بر سبيل الزام و حجة بر خصم ميخوانند يا بمرغانى كه خداى خود به پاكى ياد ميكنند جواب قسم اينكه . إِنَّ إِلهَكُمْ بدرستيكه خداى شما لَواحِدٌ هر آينه يكتاست در ذات و يگانه در صفات . رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ آفريدگار آسمانها و زمينها وَ ما بَيْنَهُما و آفريدگار آنچه ميان آسمانها و زمينهاست از اصناف مخلوقات وَ رَبُّ الْمَشارِقِ و آفرينندهء مشرقهاى كواكب يا مواضع طلوع آفتاب و آن در هر سالى سيصد و شصت مشرق است و از ايام سال هر روز از مشرقى طلوع مىكند و چون اختلاف مغاريب بر حسب اختلاف مشارق است از اينجهت اكتفاء بذكر آن نمود بعد از آن بطريق التفات از غيبت بتكلم ميفرمايد . إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بدرستيكه ما بياراستيم آسمان اول را كه اقربست به زمين بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ بآراستن ستارگان و آفريدن آن بر وجهيكه نفوس خلايق لذت يابند از ديدن آن و حفص باضافه خوانده يعنى بآرايش ستارگان آوردهاند كه مردة شياطين پيش از زمان بعثة بر آسمان صعود ميكردند و كلام ملائكه ميشنيدند و به زمين ميآمدند و كاهنان را وسوسه ميدادند و ايشان اظهار آن ميكردند و ميگفتند كه ما بر علم غيب مطلعيم و مردمان را به جهت آن اضلال ميكردند حق تعالى به جهت وجود با جود حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايشان را از استماع آن منع نمود چنان كه ميفرمايد كه . وَ حِفْظاً و نگاه داشتيم آسمان را نگاه داشتنى مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ از برآمدن هر ديوى مارِدٍ سركش و نافرمان . لا يَسَّمَّعُونَ كه